WhatsApp)
آبادیس معنی اصطلاحات = اصطلاحات .[ اِ طِ ] (ع اِ) ج ِ اصطلاح. || الفاظ متداوله مابین اهل هر علم و صنعت. (ناظم الاطباء). مُواضعات : اصطلاحات سیاسی ، اصطلاحات شرعی ، اصطلاحات صنعتی ، اصطلاحات طبی ، اصطلاحات علمی ،

معنی معدنی در لغت نامه دهخدا: معدنی، کانی، منسوب به معدن، کانی: آبهای معدنی،: کار سنگ معدنی دارد که اگرچه در صمیم حال از مشاهده ٔ عین آفتاب محجوب است اما اثر ...

معنی واژهٔ اصطلاح در واژگان مترادف و متضاد به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب 0 یک واژه بنویسید جستوجو در همهٔ واژهنامهها

در اصطلاحنامه، واژهها ساختار مییابند و مفاهیم با اصطلاحها بیان و به گونهای مرتب میشوند که پیوند میان این مفاهیم، آشکار و روشن و اصطلاحهای مرجح با سرمدخلهایی برای مترادفها یا شبهمترادفها همراه باشند ...

آبادیس معنی آب معدنی = آب معدنی . [ ب ِ م َ دَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) چشمه ای که بطبع آمیخته به پاره ای املاح است مانند گوگرد و زیبق و ید و آهن و شب ّ و زاج و در بعض بیماریها بدان استحمام کنند و یا آشامند.

آب معدنی، کاناب Mineral کانی، ماده ی معدنی، کان ماده ... مترادف کلمه Mineral water | متصاد کلمه | ترجمه تخصصی عبارت Mineral water | دیکشنری آنلاین Mineral water | دیکشنری، فرهنگ لغت، فرهنگ لغات، انگلیسی به فارسی، دیکشنري، دیکشنری آنلاین، فرهنگ

اصطلاحنامه مترادفات. از واژه «کلمات مترادف قرآن» بجای واژههای زیر استفاده کنید: الفاظ مترادف قرآن اعم کلمات قرآن نمایههای موضوعی. جستجوی محتوای اطلاعاتی منابع به منظور دستیابی کاربران به موضوع مورد نظر از بین ...

نام کتاب : فرهنگ نامه علوم قرآن نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی جلد : 1 صفحه : 4010 كلمات مترادف قرآن. كلمات مترادف قرآن (کلمات هممعنا در قرآن) در اصطلاح ادبيات عرب، به دو لفظ يا بيشتر که از نظر وضع اصلى يک معنا دارند «ترادف ...

هممعنا (به انگلیسی: Synonym) یا مترادف یا همچم واژه یا عبارتی است که در یک زبان معنای دقیقا برابر یا تقریبا برابری با واژه یا عبارت دیگری دارد. به کلمات مترادف، هممعنی و همردیف نیز گفته میشود و به عبارت دیگر توضیح ...

معدنی . [ م َ دَ / دِ ] (ص نسبی ) کانی . (ناظم الاطباء). منسوب به معدن . کانی : آبهای معدنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : کار سنگ معدنی دارد که اگرچه در صمیم حال از مشاهده ٔ عین آفتاب محجوب است اما اثر نور جهانتاب را قابل می باشد.

آبادیس معنی mineral = معنی : ماده معدنی، اب معدنی، معدنی، کانی معانی دیگر: ماده ی معدنی، کان ماده، هر عنصر یا ترکیب غیرآلی مانند آهن و نیترات و غیره که در تغذیه ی گیاه و جاندار نقش داشته باشد، رجوع شود به: ore،

ترجمه و معنی فارسی کلمه و یا عبارت یا اصطلاح ... ترجمه و معانی دیگر فارسی کلمه انگلیسی scrubbing و مترادف و همخانواده های کلمه انگلیسی "scrubbing" نیز در ذیل به همراه معادل فارسی آنها، برای شما آورده شده است: English فارسی abrasion, friction,

معنی واژهٔ کلمات در لغتنامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب

معدنی: جستجو معنی "معدنی" در فرهنگ حل جدول، مترادف و متضاد فارسی، فرهنگ معین، فرهنگ دهخدا، فرهنگ عمید، سره، هوشیار، دیکشنری زبان های خارجی

اصطلاحنامه (به انگلیسی: thesaurus) یک اثر مرجع است که واژهها را بر اساس مشابهت معنایی (شامل مترادفها و گاهی متضادها) گروهبندی میکند، برخلاف فرهنگ لغت یا واژهنامه که تعاریف واژهها را ارائه میدهد و آنها را عموماً ...

معنی واژهٔ تشویق در واژگان مترادف و متضاد به فارسی، انگلیسی و عربی از واژهیاب 0 یک واژه بنویسید جستوجو در همهٔ واژهنامهها

ریشه: جستجو معنی "ریشه" در فرهنگ حل جدول، مترادف و متضاد فارسی، فرهنگ معین، فرهنگ دهخدا، فرهنگ عمید، سره، هوشیار، دیکشنری زبان های خارجی

مترادف فرآوری ... این اصطلاح درصنایع شیمیایی به ویژه نفت، پتروشیمی و گاز، همچنین صنایع خوراکی کاربرد فراوانی دارد. غلامرضا رئیس علی. با انجام عملیاتی رو یک ماده آنرا به جایگاه مطلوب ( فر) یا خصوصیات مطلوب رساندن. معنی یا ...

مترادف مراقب ... (فرهنگ خطی ). خائف. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) . || در اصطلاح عرفا، نگاهدارنده ٔ قلب از بدی ها. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مراقبه و مراقبت شود. مراقب. [ م َ ق ِ ](ع اِ) ج ِ مرقب. (متن اللغة). رجوع به مَرقَب شود. م

آب معدنی: جستجو معنی "آب معدنی" در فرهنگ حل جدول، مترادف و متضاد فارسی، فرهنگ معین، فرهنگ دهخدا، فرهنگ عمید، سره، هوشیار، دیکشنری زبان های خارجی

در اصطلاحنامهها، واژهها ساختار مییابند و مفهومها با اصطلاحها بیان و به گونهای چیده میشوند که پیوند میان آنها، آشکار و روشن و اصطلاحهای مرجح با سرمدخلهایی برای مترادفها یا شبهمترادفها همراه باشند ...

یک اصطلاحنامه ... مفاهیم بازر شوند، و اصطلاحات مورد ارجحیت با ورودیهای راهبر برای مترادفها و شبه مترادفها همراه شدهاند». یک اصطلاحنامه توسط حداقل سه عنصز ساخته میشود: یک لیست از کلمات (یا اصطلاحات) رابطه بین ک

مادهای تهیهشده از مواد معدنی، گیاهی، یا روغنی که برای رنگآمیزی یا نقاشی به کار میرود، [مجاز] رواج، رونق: به خان اندر آی ار جهان تنگ شد / همه کار بیبرگ و بیرنگ شد (فردوسی: ۶/۴۳۱)، [مجاز] مکر، حیله، فریب، فسون: آمد آن

اصطلاح نامه چیست . اصطلاحنامه مجموعه ای از واژگان کنترل شده و منظم است واژگان کنترل شده زیرمجموعه ای از زبان اصلی است مشتمل بر اصطلاحات خاص اما همانگونه که در تعریف بیان شد این واژگان کنترل شده هستند کنترل واژگان با ...
WhatsApp)